پرش به محتوا
خانه » تکرار موقعیت چالدران در جنگ دوازده‌روزه/ درس‌هایی که از تجربه صفویه می‌توان آموخت

تکرار موقعیت چالدران در جنگ دوازده‌روزه/ درس‌هایی که از تجربه صفویه می‌توان آموخت

جنگ چالدران رویارویی نیروی انبوه‌تر سلطان سلیم به… مجهز به سلاح آتشین با نیروی کمتر شاه اسماعیل مجهز به گرز و شمشیر و البته شجاعت و شهادت‌طلبی بود. در جنگ ۱۲ روزه هم فاصله فناوری نظامی ایران با دشمنان همچون فاصله توپ و تفنگ با شمشیر و تیرکمان در نبرد چالداران است.

تکرار موقعیت چالدران در جنگ دوازده‌روزه/ درس‌هایی که از تجربه صفویه می‌توان آموخت

به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین، مسعود سپهر، پژوهشگر جامعه‌شناسی سیاسی در هم‌میهن نوشت،  در تابستان ۵۱۱ سال پیش نبردی سخت و تاریخ‌ساز برای ملت ما پیش آمد که دلایل و مقدمات، سیر وقایع و پیامدهای آن شباهت‌های زیادی با جنگ اخیر ایران و اسرائیل دارد و تأمل در آن می‌تواند د ادامه راه درس‌آموز باشد. نبرد چالدران که بین سلطان سلیم اول فرمانروای عثمانی و شاه اسماعیل بنیان‌گذار سلسله صفویه، درگرفت، نقطه عطفی برای ملت ایران در بقا و بازیابی هویت ایرانی و ترسیم مسیر آینده بود.

پس از فتح آناتولی و متعاقب آن تسخیر قسطنطنیه و سقوط امپراتوری روم شرقی به دست سلطان محمد فاتح، عثمانیان خود را خلیفه جانشین پیامبر خواندند و با سودای احیای امپراتوری خلافت، مدعی حاکمیت بر همه مسلمانان و حتی کشورگشایی در ماورای آن برای گسترش اسلام شدند. ادعای خلافت اسلامی و اجبار مسلمانان به بیعت با خود، شبیه رویای خاورمیانه جدید اعلام‌شده توسط آمریکا با هژمونی اسرائیل است. عثمانیان با این سودا همه کشورهای عربی خاورمیانه شامل جزیرةالعرب بین‌النهرین و شامات و فلسطین و مصر را به قلمروی خود منضم کردند و با پیش‌روی در شبه‌جزیره بالکان با ادعای گسترش اسلام تا دروازه‌های وین پیش تاختند. آن‌ها در مرزهای شرقی خود با ایرانی مواجه بودند که پس از حمله مغول هنوز هویت و یکپارچگی خود را بازیابی نکرده بود و در آتش رقابت‌ها و جنگ‌های اتابکان و فرمانروایان محلی دچار تفرقه و ناتوانی بود و هدفی سان می‌نمود. اهمیت ظهور شاه اسماعیل در بازیابی وحدت و هویت ملی ایرانی، با تکیه بر عنصر ایرانیت و مذهب شیعه نقشی اساسی در حفظ استقلال و یکپارچگی ایران داشت و از این لحاظ بی‌شباهت به استقلال‌طلبی پس از انقلاب اسامی نیست. با ظهور صفویه پس از قرن‌ها دوباره روحیه ملی ایران تجدید شد و سپاه قزلباش به عنوان نیروی محوری نظامی که متشکل از قبایل و گروه‌های قومی مختلف و البته متحد و تحت فرماندهی واحد و اعتقادات مشترک شکل گرفت، پشتیبان قوی این تجدید حیات ایرانی گردید. همچنان که در طرح خاورمیانه جدید، با پذیرش گام به گام همه کشورهای عربی منطقه، همه آن‌ها به نوعی منفعل شده و هژمونی آمریکا و اسرائیل را پذیرفتند مگر ایران که اکنون برای تکمیل نقشه به سراغش آمده‌اند. در طرح گسترش خلافت عثمانی هم وقتی به سراغ ایران آمدند با سدی به نام ملت ایران و همبستگی و شجاعت مثال‌زدنی آن‌ها روبه‌رو شدند.

دیدگاهتان را بنویسید